مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره آپاما
logo
اختلال سوگ در کودکان و نوجوانان
شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸

داغدیدگی درکودکان

مرگ  اعضای خانواده یا قریب الوقوع بودن مرگ اعضای خانواده بخاطر ابتلا به بیماری های مرگبار ،یکی از پراسترس ترین وقایع زندگی کودکان است.

 

فهم کودکان از مرگ

 

کودکان در مرحله پیش عملیاتی (یعنی تقریباً در۲تا۶سالگی ) خود محور هستند ،همان چیزی را که در لحظه تجربه می کنند می فهمند و نمی توانند دیدگاه دیگران را در نظر بگیرند .شواهد نشان می دهند کودکان دراین مرحله ،فهم ناقصی از چهار مؤلفه اصل مرگ دارند.این چهار مؤلفه عبارتند از :

۱-برگشت ناپذیری مرگ(یعنی نمی فهمند جسم متوفی دیگر زنده نمی شود).

۲-همگانی بودن مرگ(یعنی نمی فهمند هر موجود زنده ای می میرد).

۳-نمی فهمند بعد از مرگ ،تمام علائم حیاتی شخص قطع می شود ( یعنی نمی فهمند متوفی دیگر نمی تواند غذا بخورد، احساس کند،و بفهمدو..)

۴-مرگ ناشی از رویداد خاصی( مثل بیماری ،کهولت ،سانحه و…)

چون خردسالان دنیا را براساس تجارب خود معنا می کنند،مرگ را با تعابیری مثل خواب ،جدایی و مصدومیت که تجارب رایج پیش دبستانی ها هستند ، توجیه می کنند.کودکان در مرحله ی عملیاتی عینی (یعنی بین ۷تا۱۰سالگی)رفته رفته به همیشگی بودن مرگ پی می برند ولی برای خودشان مرگی متصور نمی شوند ،یعنی فکر می کنند فقط آدمهای پیر می میرند.در ضمن در این مرحله ،مرگ را به علل بیرونی(مثل بیماری ،جراحت و مصدومیت)ربط می دهند نه به علل زیست شناختی .اما در نوجوانی و با آغاز تفکر عملیاتی صوری، درک کودکان از مرگ کامل می شودو نظرات دینی انتزاعی هم در برداشتهای آنان جای می گیرد.ولی مطالعات نشان می دهند کودکان این زنجیره ی رشدی را به ترتیب یاد شده طی نمی کنند.برای مثال ،بسیاری از بچه های پیش عملیاتی ،برگشت ناپذیری ،همگانی بودن ،قطع علائم حیاتی و علل مرگ و برخی از خصوصیات مرگ، از جمله آخر کار بودن آن را می فهمنداکثر بچه ها در ۷سالگی چهار مؤلفه ی مرگ را تقریباً به طور کامل می فهمند.

خلاصه این که اگر کودک تجربه ای درباب مرگ نداشته باشد، پختگی برداشت اواز مرگ تا حدودی به رشد شناختی وی بستگی پیدا خواهد کرد.تحقیقات نشان داده اند که فهم کودکان از مرگ ،رابطه ی منظمی با سن(رشد شناختی )دارد. ولی مرگ و تجربه کردن مرگ عزیزان و یا تجربه کردن مرگ حیوانات خانگی ،به ویژه در خرد سالی ،فهم مرگ را شتاب می بخشد .

 

سازگاری کودکان با مرگ

 

واکنش های کوتاه مدت و بلند مدت

کودکان در هر رده ی سنی ،وقتی یکی از عزیزان خود به ویژه پدرو مادر یا بستگان نزدیک خود را از دست می دهند،در معرض مشکلات رفتاری و هیجانی ،به ویژه افسردگی ،قرار می گیرند.وقتی متوفی پدر یا مادر است ،کودک علاوه بر فقدان او ،یک رشته فقدان های ثانوی را نیز تجربه می کند ،فقدان هایی مثل از دست دادن برخی امکانات مالی، کاهش دسترسی کودک به والد دیگر و فقدان هایی که معلول تغییر نقش ها و مسئولیت ها در خانواده هستند .

در زمینه تاًثیرات کوتاه مدت مرگ والدین نشان می دهند بین مرگ والدین وبروز اختلالات روانی در کودکان ،چند هفته پس از مرگ والدین رابطه ی شدید هست.در تحقیقاتی نشان داده شده واکنش فوری کودکان به مرگ عزیزان عبارتند از :اضطراب شدید ،گریه و بداخلاقی ،وابستگی شدید، مشکلات مرتبط با جدایی ،افزایش پرخاشگری ،کابوس و مشکلات خواب ، ترس ازمصدومیت فمشکلات مرتبط با توالت رفتن ، بی اشتهایی بی قراری ،از دست دادن تمرکز حواس و مشکلات یادگیری .

اگر چه بسیاری از نشانه هایی که بلافاصله پس از مرگ عزیزان پدید می آیند ،۶تا۱۲ ماه بعد به تدریج کم می شوند ،ولی مشکلات بعضی از بچه ها ادامه می یابد.مثلا گروهی از کودکان اسرائیلی که در جنگ یام کیپور ،پدران خود را از دست داده بودند نشانه های ۵۰درصد این کودکان ۱۸ماه بعد از مرگ پدر آن قدر شدید بود که مزاحم عملکرد آنها می شود .نشانه های ۳۸درصد آنها نیز آن قدر شدید بود که باعث می شد این بچه ها ۴۲ ماه بعد از مرگ پدر ،به کمک های حرفه ای متخصصان احتیاج داشته باشند .مشکلات خردسالان عبارت بودند از انکار آخر کار بودن مرگ ،کابوس ،اضطراب جدایی و وابستگی و توقع بیش از حد . مشکلات کودکان بزرگتر هم عبارت بودند از تودار شدن و گوشه گیری ،بیقراری،افزایش پرخاشگری و «تقلیدهای» عجیب و غیر منتظره.

 

حضور در تشییع جنازه

 

ادبیات بالینی نشان می دهد نباید کودکان را از حضور در مراسم تشیع جنازه محروم کنیم و در عین حال نباید آنها را مجبور کنیم در این مراسم شرکت کند.حضور در مراسم تشیع جنازه عملاً به سازگاری هر چه بیشتر کودک با مرگ متوفی کمک می کند .

کودکی که بیماری مرگبار دارد

قبلاً تلاش برای این بود که کودکان (مخصوصاً سرطان) و اعضای خانواده با این موضوع کنار بیایند ولی اکنون هم و غم خود را صرف این می کنند که۱- شناخت برداشت کودکانی که بیماری مرگبار دارند از مرگ ۲- یافتن راههایی برای آن که  این کودکان بتوانند با درمان های طولانی ،دردناک و تاًثیر گذار و همچنین با محتمل بودن مرگ کنار بیایند .

سازگاری کودکانی که بیماری مرگبار دارند

این گروه از کودکان به شدت در معرض اختلالات هیجانی هستند چون بیماری آنها استرس هایی داردو آنها باید با این استرس ها کنار بیایند .اگر چه بعضی از تحقیقات نشان داده اند که بعضی از کودکان مشکلات سازگاری دارند(مشکلاتی مثل،اضطراب شدید یا افت تحصیلی).بهتر است پاسخ های کودکان مبتلا به بیماری های مرگبار را واکنش به شرایط پراسترس آنان بدانیم نه نشانه ی آسیب روانی .عوامل زیادی بر پاسخ های این کودکان تاًثیر می گذارند،از جمله سن و جنسیت کودک ،تعداد فرزندان خانواده ، کارایی و روابط خانواده ،تدین خانواده ، امکانات مالی خانواده /فمراقبت های پزشکی و روانی اجتماعی به عمل آمده و ارتباطات خانواده.

اسپینتا می گوید سازگاری کودکان تا حدود زیادی به این عواکل بستگی دارد که آنها و خانواده ی آنها چقدر با استرس های مداخلات پزشکی و محتمل بودن مرگ کنار بیایند .رفتارهای زیر را نشانه های خوب کنار آمدن است:

۱-رفتار غیر دفاعی ۲- نزدیکی و صمیمیت با والدین ۳-رضایت و خشنودی از خود۴-ابراز آزادانه ی هیجانات منفی .اسپینتا می گوید آزادانه و راحت ارتباط برقرار کردن والدین با خوب کنار آمدن بچه ها رابطه دارد.کیفیت رابطه ی زناشویی والدین  ، نبود استرس های دیگر و میزان حمایت خانواده از کودک ، مشکلات هیجانی و رفتاری کودک قبل از شروع بیماری نیز هم با کنار آمدن وی با بیماریش رابطه دارد زیرا استرس های بیماری،این مشکلات را تشدید می کند .

 

کمک کردن به کنار آمدن کودک

 

والدین باید اطلاعات درستی راجع به بیماری به کودک بدهند استبنس می گوید پدر و مادر باید نام بیماری را به کودک بگویند واورا در جریان درمن های لازم بگذارند ودلیل ضروری بودن درمان را برای وی توضیح دهند وهمچنین باید این مطالب را به زبانی بیان کنند که برای کودک قابل فهم باشد.اگر کودک قبلاً تجربه ای از مرگ داشته باشد این مطالب را راحت تر درک می کند.

 

 

منابع

 

۱-سنجش و درمان مشکلات دوران کودکی ،کارولین اس .شرودر ،بتی ان.گوردون،ترجمه :مهرداد فیروزبخت

۲-روان شناسی مرضی کودک، اریک جی .مش -دیوید ای .وولف،ترجمه: محمد مظفری مکی آبادی، اصغر فروع الدین عدل

 

نویسنده :سهیلا ترابی مخصوص

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

نویسنده : admin

دسته بندی ها